الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
176
الغدير ( فارسي )
آشكار كرديم - آورده و بر بنياد آن : چون ابن سوداء ( 1 ) به شام در آمد ابوذر را ديدار كرد و به او گفت : ابوذر ! آيا به شگفت نميايى از معاويه كه ميگويد : « دارايى ، دارايى خداست ، هان ! راستى كه همه چيز از آن خداست » ؟ كه گويى او به اين بهانه ميخواهد همهء دارائيها را براى خود - و نه مسلمانان - فراهم آرد و نام مسلمانان را قلم بگيرد . پس ابوذر به نزد معاويه شد و گفت : چه انگيزه اى ترا بر آن داشته كه مال مسلمانان را دارايى خدا بنامى گفت : ابوذر ! خدا ترا بيامرزد مگر ما بندگان خدا نيستيم و دارايى ، دارايى خدا و آفريدگان ، آفريدگان خدا و فرمان ، فرمان او نيست گفت : اينرا نگو ، سپس گفت البته من نمىگويم كه اين دارايى از آن خدا نيست ولى مىگويم دارايى مسلمانان است . كه اين گزارش پس از چشم پوشى از زنجيرهء نادرست و زمينهء بىخردانهء آن و پس از چشم پوشى از اينكه كسى همچون ابوذر كه از پيمانههاى برترىها و سرچشمه - هاى دانش و دارندگان برداشت استوار است ، كسى نيست كه ابن سوداء يهودى او را به تكان آرد تا گوشى سخن پذير به او عاريه دهد و سپس بپردازد به پياده كردن برنامه اى كه نيرنگبازانه به او تلقين كرده و بدين سان محيط را آشفته گرداند و سرچشمهء زلال جامعه را تيره سازد پس از همهء اينها نهايت آنچه از گزارش بالا بر ميآيد آنست كه ابوذر ديد معاويه اين گونه نامگذارى را سرپوشى گردانيده است براى حيف و ميل كردن در دارائيهاى مسلمانان و زيرورو كردن آنها مطابق خواستهها و دلبخواه خويش به دستاويز اين سخن دو پهلو كه دارايى ، دارايى خداست پس روا خواهد بود كه هر يك از بندگان او به هر گونه كه خواهد در آن دست ببرد و هر چه را از آن بخواهد به ملكيت خود در آرد و با آن همانگونه رفتار كند كه با چيزهايى كه تملك آن از بنياد جايز است . و ابوذر خواست پنبهء دليل نادرست و برداشت ناچيز او را با اين پاسخ بزند كه دارايى همهء مسلمانان است آن هم به دستور مالك اصلى آن - كه بزرگ است بخششهاى او - پس هيچكس را نميرسد كه چيزى از آن
--> ( 1 ) مقصود او عبد اللَّه بن سباى يهودى است كه همهء گروههاى مسلمان او را دشمن ميدارند بويژه شيعه ، زيرا او در نزد ايشان محكوم به كفر است و سرور ما امير مؤمنان ( ع ) بخاطر بدكيشى او و يارانش ايشان را نكوهيد .